تبليغاتX
(اراجيف (چرندو پرند
اراجیف(چرند و پرند)
«ور زیادی و گوش ِمفتی، هویج نامهء افکار درهم و برهم بنده !»

بازگشت به صفحه اول | يه نامه برقي بفرست

نظر دوستان در مورد مطلب «خشونت مردانه» و البته جواب من :

یرقان: چیزه.خوب طبیعیه دیگه.ادم اگه زنشو نتونه بزنه سیاهو کبود بکنه پس چکار کنه؟

سعیده : چیزه ؟ کجا طبیعیه ؟! بلانسبت شما خیلی بیجا میکنه که میخواد زنشو بزنه سیاه و کبود کنه ! این زن همونیه که قرار بوده یه زمانی شریک زندگیش باشه شریک غم و غصه هاش نه اینکه کیسه بکس حضرت آقا ! یرقان عزیز میخوای بدونی بره چیکار کنه اگه خیلی دلش دعوا میخواد و کتک کاری بره با یکی هم قد خودش کتک کاری کنه نه یه خانم ظریف و دل شیشه ای ... والا :))


محمد: اولا اینکه سعیده جان حق با شماست متاسفانه تو جامعه ما حقوق زنان به درستی رعایت نمیشه و این حقیقتی است اما اینکه میگی اسلام هم مشوق خشونت علیه زنهاست و میگه زنهاتونو در حین خیانت بکشید رو من جایی ندیدم لطفا منبعش رو اگه میتونی بده

سعیده: قبل از اینکه جواب سوالت رو بدم باید به این نکته توجه کنی که من نه آخوندم نه وکیل دادگستری فقط تا آنجاییکه دونسته هام بهم اجازه میده جوابت رو خواهم داد . این جملهء من نیست بلکه یکی از قانونهای مجازات اسلامیه که تو کشور ما اجرا میشه و البته من عین این حدیث رو که از پیامبره توی بحارالانوار خوندم . تمام قانونهای وضع شده چه کیفری و چه بقیه که تو کشور اسلامی ایران لازم الاجراست برمیگرده به فقه یعنی یا استناد به احادیث ائمه است یا مستقیماْ از قرآن استنباط میشه .

محمد : قصد ارائه افکار ناسیونالیستی از دین ندارم ولی خوندم که پیامبر و حضرت علی چه طور با زنهاشون رفتار میکردند.به هر حال این دوتا جزو سمبل دین اسلام بودند...

سعیده : میشه بگی تو کجا خوندی ؟

محمد: شما هم قاضی باش سعیده جان اگر مردی زن خودشو در حال زنا با مرد دیگه ببینه چی کار میتونه بکنه باید یک عمر با خیانتش بسازه؟!..یعنی شما زن رو اصلا مقصر نمیدونی؟...

سعیده: من عمرن قاضی باشم !! البته بحث من اصلن سر اینکه زن زنا کرده یا نکرده نبود من اصلن حرفم چیز دیگه ای بود من گفتم که مرد قاتل با استفاده از این قانون میتونه خودش رو تبرئه میکنه بدون اینکه اصلن یه همچین داستانی وجود داشته باشه !! ولی خب حالا به فرض که به واقع مردی زن خودش رو تو این حالت دید دو حالت وجود داره :۱- اینکه زن به میل خودش اینکار رو انجام میده ۲- زن قربانی یک خشونت جنسیه و در واقع بهش تجاوز شده . خب تو میگی که اگه حالت اول باشه مرد نمیتونه تحمل کنه و چطور ممکنه که یک عمر با خیانت زنش بسازه ؟! ببین عزیز من هرگز تنها راهِ حل٬ پاک کردن صورت مسئله نیست گاهی باید مسئله رو حل کرد چرا باید اینقدر راحت برای جون یک انسان تصمیم بگیریم؟ فرضا که اون زن زناکار باشه دیگه از این که بالاتر نیست چرا قانون اینقدر یکطرفه تصمیم گرفته و به مرد این حق رو داده که خودش وارد عمل شه؟ پس قانون این وسط چیکاره است ؟ حتی اگه مجازات خیانت زن به شوهر مرگه چرا باید این مرگ توسط شوهر انجام بشه خب قانون جونشو بگیره میدونی چرا میگم که قانون جونش رو بگیره ؟ آخه همین قانون که وضع شده به این آسونی هام نیست یعنی در واقع باید چندتا شاهد موضوع رو تایید کنن و تازه وقتی شهادت دادن ازشون پرسیده میشه که از کجا فهمیدی که زنا میکردن و خودشون میگن این شاهد باید بره یه نخ از وسط این مرد و زن رد کنه تا ثابت شه که این عمل زنا بوده :)) خدای من عجب قانونهایی داریم !! اگه کار به دادگاه بکشه شاید به این آسونیهام نباشه !!! البته من اطلاعی از این موارد ندارم که اگه مردی از خیانت زنش به دادگاه شاکی بشه چه نتیجه ای خواهد گرفت شایدم حتی تشکیل یه همچین دادگاهی و کش دادن موضوع که تو بیا ثابت کن حالا چی دیدی !!! با گروه خونی مردای ایرنی جور درنیاد ! و حتی خود قاضی ترجیح بده کار هون موقع تموم شه !!!  متاسفانه قتلهای ناموسی تو مملکت ما اینقدر زیاد شده که هر برداری به خودش این حق رو میده که خواهرش رو به جرم هتک حرمت خانواده به قتل برسونه و جیک کسی هم درنیاد همین چیزهاست که تو فرهنگ ما نابرابریه بین زن و مرده چرا یه همچین قانونی در مورد مردها صادق نیست ؟ چرا کسی نمیگه اگه شوهرت رو درحال زنا دیدی اون رو بکش ؟ چون هزار و یک توجیه شرعی و دینی براش هست که آره طرف صیغشه !!!!


سینه چاک : هر چی باشه ما مرد هستیم دیگه!

سعیده : چی هستین ؟

 

و این داستان ادامه دارد ...

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1384/01/22ساعت   توسط سعیده  | 
خشونت مردانه ...

 

یکی از فامیلهای نزدیکمون که چند سال پیش بخاطر موقعیت کاری به زاهدان منتقل شده بود از سنت وحشتناکی میگفت که یکی از همسایه ها در عین ناباوری براش شرح داده بود ظاهراْ اونجاها رسمه که نوعروس شب هجله با تسبیح و کمربند از شوهرش کتک بخوره تا از همون ابتدای زندگی به این روال عادت کنه و بدونه که کتک خوردن جزئی از زندگیشه !! من فکر میکردم این رسم و رسوم وحشیانه و غیر انسانی ورافتاده ! مسخره نیست ؟ که آدم شب اول زندگیش بجای اینکه بخنده و خوش باشه هول و ولای این رو داشه باشه که آخر شب قراره سیاه و کبود شه ! چرا کسی سعی نمیکنه این رسم و رسوم وحشیانه رو از بین ببره آن دختر بیگناهی که تو این قوم و قبیله بدنیا میاد چه گناهی کرده؟ :(

دردناکتر از این اذیت و آزارهای جسمی امتناع از افشای آن توسط قربانی هاست اکثراْ این واهمه رو دارند که به خاطر این افشاگری باز هم شکنجه و از طرف دیگه به خاطر اینکه این موقعیت شرم آورشون رو لو دادند مسخره خاص و عام شن!! مادرشوهر زنه به جای تسلی و همدردی میاد بهش میگه "خب کتکت زده که زده شوهرته خرجتو میده تو مال اونی تو حقت نبود شکایت کنی زن باید مطیع شوهرش باشه حتی اگه اون زد سیاه و کبودت کرد نباید میذاشتی صدات رو همسایه ها بشنون !!" عرف جامعه باعث شده تا زنان همیشه سکوت کنند و از ترس آبرو و حرف مردم هرگز لب به اعتراض باز نکنن با اینکار حتی از کوچکترین حق مسلم یک انسان که وقتی یکی بهش ظلم کرد میتونه مقابله به مثل کنه هم میگذرند و برای اینکه وضعیت موجودشون خرابتر نشه سکوت و گذشت رو به اعتراض و هر نوع دفاعی ترجیح میدن.

قانون هم که دیگه قربونش برم همه جوره حق رو به مردها میده با این وضع کسی که شوهرش کتکش زده همون بهتر که شکایت نکنه یا اگر پدری زد دخترش رو آش و لاش کرد فکرمیکنید برخورد قانون با اون چیه؟ تو یکی از روزنامه ها خوندم پدری دختر ۵-۴ ساله اش رو به حدی کتک زده بود که طفلک زیر دست و پای پدره جون داده و قانون فقط مردک رو به ۴ ماه حبس محکوم کرده چون همه فکر میکنن پدرشه اختیارشو داره خب زد کشت مال خودشه!! خیال نکنید که این قانونهای مردساار فقط مختص ایرانه! تو پاکستان اگر زنی توسط یک مرد مورد خشونت جنسی قرار بگیره برای اثبات ادعاش باید ۴تا شاهد مرد بیاره تا شهادت بدن که دیدند چی شده !!! خب اثبات همچین ادعایی هم که شدنی نیست حالا چون به یه مرد تهمت زده شلاق میخوره و میره زندون ! بیخود نیست که نمیخوان هیچ زنی قانونگذار بشه یا پاش به جاهایی باز شه که بتونه این قانونهای آبکیشون رو از این حالت مسخره دربیاره و یه خورده قانونهای انسانی وضع کنه اینها که اسمش قانون نیست .

حتی اسلام هم مشوق خشونت علیه زنانه و به مردان این توصیه رو کرده که زن خودتون رو در حین خیانت بکشید !! تو جامعه ما وقتیکه مردی زن خودش رو به قتل رسوند میتونه با استفاده از این قانون کثیف و یکطرفه که "هرگاه کسی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی ملاحضه کرد و علم به تمکین زن داشت می تواند در همان حال آنها را به قتل برساند" از مجازات معاف و آزاد بشه و در کمال بی شرمی قیافه مظلومی به خودش میگیره و میگه " شماها که میدونین من چقدر دوسش داشتم ولی اون به من خیانت کرد من از همه چیز میتونم بگذرم بجز شرف و ناموسم"

عمیقتر و دردآورتر از آزار جسمی ضربهء روحی و روانی هست که به زنان وارد میشه کسانی که بعد از اینهمه آزار و اذیت به زندگی ادامه میدن در واقع احساس یک گروگان رو دارند که نه میتونه خونه رو ترک کنه و نه وضعیتش رو گزارش کنه درواقع به مرور زمان اونها عزت نفس شان رو از دست میدند و احساس میکنند که مقصر خود اونهان و همواره با ترس و عذاب روانی زندگی میکنند.

مبارزه با خشونت علیه زنان وظیفه همهء ماست بایستی بجای حرف عمل کرد هرکس به نوبه خود با روشن کردن ذهن دیگران میتونه قدمی برداره تا این مشکل بزرگ اجتماعی ریشه کن شه از همین امروز شروع کنیم :)

2 نوشته شده در  شنبه 1384/01/20ساعت   توسط سعیده  | 

ــ میدونم فصل بهار قشنگه دوست داشتنیه اما جون منو به لبم رسونده از یه طرف که همه اش احساس کرختی میکنم و خوابم میاد که خوب طبیعیه از یه طرف دیگه هم مدام عطسه و سرفه ام میگیره آخه اینم شد حساسیت تازه مامانم میگه تا شهریور همینجوری هستی و روز به روز بدتر هم میشی تصورش را بکنید که یه عالمه کار ریخته سرتون و باید سه سوته تمومشون کنید اونوقت هم خوابتون بیاد و شل و ول باشید هم دم به دقیقه عسطه بزنید! راندمان اینجور کار کردن ها میدونین چنده ؟ یه چیزی دور و ور صفر درصد !!!! (معلومه حرصم گرفته؟)

ــ جدیدن تو فامیل رسم شده که عید دیدنی ها دوره ای باشه یعنی اینجوری که هر شب یه خانواده کل فامیل را دعوت کنه خونه شون و همه با هم همزمان یه جا دعوت شن اینکارشون چندتا حسن داره و چندتا هم عیب حسن اش اینه که چون هر شب همه با هم هستیم و شلوغ پلوغه هیشکی تنها نمیمونه و خلاصه به همه هر شب خوش میگذره عیب اش هم اینه که به خاطر چند تا خانواده ای که مسافرت بودن باید صبر میکردیم تا برگردن و بعد مهمونی و عید دیدنی ها شروع شه ! خوب اینجوری برای ما که مسافرت نرفتیم زیاد جالب نبود تعطیلات را که گذروندیم تازه مهمونی هامون شروع شده هر شب خسته و کوفته میام خونه و وقت نمیشه بیام اینترنت تازه صبح هام کسلم و حالی ندارم خلاصه اینکه این یه هفته بدجوری اینترنت خونم آمده پایین کاش زودتر پنج شنبه شده بود ها :))

ــ وبلاگ خانم مسیح علی نژاد خوندن داره خبرنگاری که به خاطر علنی کردن یه عیدی ناقابل!!! که اصلن دور از انتظار نیست و فقط تکه ای از سفره رنگینیه که خیلی ها دورش نشستن و بخور بخوریه که بیا و ببین ٬ از مجلس اخراج شده !! مسیح خانم خیلی کارت درسته عجب سر نترسی داری هر کی گفته راست گفته فقط خدا کنه به سرنوشت زهرا کاظمی دچار نشی!! روزگار غریبی است نازنین :(

ــ عروسی شده ؟ یعنی به تفاهم رسیدن ؟ گوگل با یاهو ؟ نمیدونم والا خودتون ببینید ! آقا مبارکه ... دوماد باید ببوسه شاه دوماد رو !!

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1384/01/18ساعت   توسط سعیده  | 
دوزاریه صاف خریداریم!

ــ امروز تو یکی از روزنامه های موثق ایران زمین یه آگهی با خط درشت نظرم رو جلب کرد مضمون این آگهی این بود که جناب خاتمی قول داده اند که از این ببعد دیگر به وبلاگ نویسان حمله نمیشود! دیگر خبری از دستگیری و حبس نیست تازه قرار شده ایشون با همفکری و رای چند جانبه و داوریه جناب ابطحی و آقای معین به وبلاگ نویس هایی که سرشون به تنشون می ارزه نفری یه هاست بینهایت به اضافه یک خودروی زانتیا کادو بدن بشتابید که فردا خیلی دیره ... 

ــ سیزده بدر هم رسم هایی داره ها عجب گیری افتادیم الآنه که دماغم لایه ازون رو سوراخ کنه و به خاطر یه دروغ آبکی نسل بشریت به خطر بفیته :)) دوستان اینروزها بدجوری تو فکر این هستن که چه طوری با یه دروغ شاخ دار ملت را بذارن سر کار و به ریششان بخندن باز خدا پدر این ها را بیامرزه روزنامه شرق دیگه روی هرچی پیناکیو بود و نبود رو سفید کرد  کی فکراش را میکرد که روزنامه شرق بخواد دروغ سیزده بگه اونم همچین دروغی! خود من وقتی این خبر رو خوندم و میدونستم که برج میلاد حتی یه اپسیلون جابجا نشده با خودم گفتم همینه که میگن نشریات کذب محضه دیگه :)) این شاخ دارترین دروغ سیزده امسال بود کلی سر هیچی رفتیم سر کار! جوانان ایران زمین با استدلال فوتوشاپی دروغشان را روکرده ببینید .

پارسا هم دروغ گو شده اونم چه دروغی ترسیدم بابا چه خبرته :)

یکی نیست به این یرقان خان بگه میخوای دروغ بگی یه کم فکر کن عزیز من آخه اینم شد دروغ !

دروغهای شاخدار به توان سیزده 

دروغ بسه و اما ریشه تاریخی سیزده بدر 

ــ سیزده بدر چهارده به توی ۸۴ به همتون کلی خوش بگذره :) راستی چند تا کیسه زباله فرد اعلا فراموش نشه ها یه جوری برین سیزده تان را بدر کنید که تا سال دیگه یه چیزی از اون طبیعت و سرسبزی و تمیزیش باقی مونده باشه

2 نوشته شده در  جمعه 1384/01/12ساعت   توسط سعیده  | 

ــ زلزله بم - زرند - اندونزی - فاجعه سونامی و آن همه کشته - برف و کشته هاش ... نکنه جدی جدی نسل بشر قراره منقرض شه ؟؟ هر چند وقت یکبار یه خبر تازه یه فاجعه دیگه چندین هزار کشته دیگه دارم عادت میکنم به این اخبار بد :(  دانشمندها میگن که هر ۶۲ میلیون سال یک نسل از موجودات منقرض میشه و احتمال میره که حالا نوبت آدمها رسیده !!!  یعنی ممکنه که این بشر دوپا یه روزی نسل اش منقرض شه ؟ خوب اگه اینجوری ادامه پیدا کنه و یک جنگ جهانی دیگه هم به وقوع بپیونده یهو دیدی منقرض شدیم کسی چه میدونه ! :))

ــ تبدار مطلبی نوشته درباره تلاش مذبوهانه برای سانسور فیلمهای بد بد و جلوگیری از اشاعه فحشا توسط برادران خدمتگذار در صدا و سیمای ایران البته این سانسورها اصولن دو دسته هستن یکی اون دسته ای که ماهرانه سانسور میشه جوریکه بیینده اصلن نمیفهمه ۱ ساعت از کل فیلم نیست و با خودش میگه عجب فیلم بی سر و تهی غافل از اینکه چون آن قسمت از فیلم یه خانم با دامن کوتاه بازی میکرده کلن قیچی شده ! یه دسته دیگه هم خیلی مسخره است مثلن اگه یکی از خانمها یقه لباسش باز باشه یه کادر مربع یا بیضی شکل مشکی روی آن قسمت را پوشونده خب معلومه که با حرکت هنرپیشه آن کادر هم حرکت میکنه و گاهی اوقات چون این دوتا با هم هماهنگ نیستن میشه دید آن زیر چه خبره :)) لابد خیلی هم وقت صرف این سانسورها میشه !! شاید هم اول توسط مقامات بالا تایید میشه بعد ماها می بینیم !!

ــ خانم رفعت بیات نماینده مردم زنجان تو مجلس شورای اسلامی گفته که میخواد نامزد ریاست جمهوری شه من به نیت ایشون کاری ندارم اما این حرکت باعث شده که خیلیها ابراز وجود کنند ظاهراْ کسی ایشون را تحویل نگرفته که هیچ تازه کلی از خانمهای رده بالا سرسختانه باهاش مخالفت کردن مثلن مريم بهروزی، دبيرکل جامعه زينب به ایشون گفته : " قحط‌ ‏الرجال نيست كه مجبور باشيم از نامزدی زنان در انتخابات رياست ‏جمهوری حمايت كنيم " وقتیکه یک زن اینجوری بکوبه تو دهن هم جنس خودش و بگه بتمرگ سرجات خودت را قاطی مردها نکن ! دیگه از مردها چه توقعی میشه داشت ؟؟؟ اما استدلال یه عده خیلی مضحکه که معتقدند زن نمیتونه رییس جمهور شه چون وقتیکه حامله شد و خواست وضع حمل کنه چهار ماه میره مرخصی اونوقت کی به وضع مملکت برسه ؟؟؟ ((روزنامه رسالت در اوائل بهمن ماه سال گذشته خورشيدی در يادداشتی نوشت: "امروز در حوزه‌ های علميه، دانشگاهها و بين مديران و شخصيتهای سياسی كشور، افراد مدير و مدبر فراوانی وجود دارد كه مصداق رجال سياسی اند و چنين مصداقی در ميان زنان حداقل در حال حاضر وجود ندارد."رسالت سپس در توضيح دلايل مخالفت با رياست جمهوری زنان نوشت: "زنان به لحاظ انسانی هيچ تفاوتی با مردها ندارند و در انسانيت همشأنند، اما فرض كنيم رئيس جمهور، زن باشد و خدا هم به او فرزندی در ايام تصدی رياست جمهوری عطا کند، چه بايد كرد؟ طبق قوانين جمهوری اسلامی، او می ‌تواند از چهار ماه مرخصی با حقوق بهره مند باشد. سؤال اينجاست كه آيا می ‌شود مملكت را چهار ماه تعطيل كرد و وظايف رياست جمهوری را به حالت تعليق درآورد؟ ))  یکی نیست بگه مگه کشورهای دیگه که رییس جمهور زن دارن زنه حامله میشه کن فیکون میشن لابد اونها از یه کره دیگه اومدن زمین ؟

ــ وقتی این بچه بیگناه را دیدم که به چه طرز وحشتناکی از معصومیتش سوء استفاده میشه از انسان بودن خودم پشیمون شدم وای بر ما آدمها که به خاطر چندرغاز پول کثیف دست به چه جنایاتی میزنیم آخه بیرحمی و شقاوت هم حدی داره :( اگه جای تماشاچیای بیکار این ماجرا بودم به جای پول لنگه کفشم رو تو دهن این مرد بی همه چیز میکوبیدم تا دیگه هوس نکنه از یه بچه بیگناه اینجوری سوء استفاده کنه :(

ــ آوای سینه چاک تازه راه افتاده ابتکار جالبیه که با آن لحن صدا طنز موزیکال اجرا میکنه اولین قسمتش که خیلی خوب بود بقول سینه چاک "جهان خیلی خنده دار شده کی پرسید چرا ؟؟ چون سکوت تنها صدای آشنا و شب تنها دریچه روشنیه ! با هم جهان را خنده دارتر می کنیم با هم میخندیم و شادیم و با هم میگیم زنده باد اینترنت زنده باد اون ترنت"

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1384/01/11ساعت   توسط سعیده  | 

ــ چند روز پیش سه راه بهمنیار در حالیکه از تو ماشین با نیش از بنا گوش دررفته بیرون رو نیگامیکردم چشم افتاد به یه کله سیر گنده وسط فضای سبز یهو عین این برق گرفته ها برگشتم درست نیگا کنم که دیدم فقط کله سیر نیست یه هفت سین کامله اون حس زیبایی شناسیم گل از گلش شکفت و خلاصه کلی ذوق کردم! اون موقع دوربین باهام نبود والا زودتر از اینها شماها رو تو این همه حس شریک کرده بودم بالآخره امروز عکس گرفتم اونم با سختی آخه این نگهبان وظیفه شناس برای اینکه خودی نشون بده و بگه منم هستم هی دعوام میکرد و نمیذاشت برم بالای تپه عکس بندازم مجبور شدم الکی ازش تعریف کنم تا بذاره از آیینه قرآن یه عکس هنری!! بندازم اصلن خودتون ببینید .

2 نوشته شده در  سه شنبه 1384/01/09ساعت   توسط سعیده  | 

ــ بعد از چند روز زیاد از حد خوابیدن اونم تا لنگ بعد از ظهر! امروز صبح زود پا شدم و اولین روز کاری امسال شروع شد نسبتا روز خوشمزه ای بود امیدوارم تا به آخر همینطور خوشمزه باقی بمونه . تعطیلات عیدمون هم بهمین راحتی و با سرعتی بمانند برق شایدم تندتر تموم شدن و من همچنان تو حسرت یه مسافرت ِحتی یه روزه حالا اگه شده به بالا پشت بوم موندم :(

ــ برد ۲ به۱ تیم ملی نوش جونمون مبارکمون آخیش دلم خنک شد کی میگه برد و باخت مهم نیست خیلی هم مهمه خود ِمن اگه زبونم لال ژاپن رو کفن کرده باشن تیم ایران نمیبرد حالم حسابی گرفته میشد اصلن این عید و همه تعطیلاتش به دلم زهر میشد ! که خوب خوشبختانه عسل شد . تازه یه خبر خوب هم این وسط هست اینکه بالآخره منم یه بار پیش بینی نتیجه بازیم درست از آب درآمد حیف که اس م اس نفرستادم والا جایزه رو شاخم بود :)) وحید هاشمیان هم حسابی گل کاشت بقول داداشم ترکوند گل اول را که زد آنچنان پریدم هوا که فکر نکنم دیگه تکرار شه !! قشنگی بازی و حضور مردم آن موقعی بود که ژاپنی ها گل تساوی را زدن مردم هم بجای اینکه بخوان ترقه و فشفشه هوا کنن با تشویق هاشون و ایران ایران گفتن روی هر چی ژاپنیه کم کردن تا اینکه گل دوم را هم زدیم . منکه تا آخرش از هیجان مردم هر دفعه که توپ نزدیک دروازه ایران میشد دلم میخواست برم این تلویزیون رو وردارم چپه اش کنم که توپه قل بخوره بره اونور :)) 

یه خبر بد اینکه متاسفانه بخاطر شلوغی زیاد از حد چند نفر جونشون را از دست دادند خیلی متاسفم بخاطر این حادثه :( 

این هم نظر محمد عزیز (چارق) درباره برد تیم ایران

ــ روز اول عید سر سفره شام به داداشم گفتم یه پیاله ماست بیاره که دیدم از تو آشپزخانه پرسید "سعیده این ماست ها خراب نشده ؟ "با تعجب گفتم "نه ! چطور مگه ؟!" خیلی خونسرد برگشت گفت" آخه اینها مال پارساله گفتم نکنه خراب شده باشه " :))

ــ بعضی از فامیلهای عزیز را سالی یکبار هم که میبینی به اندازه ده سال آدم را آنچنان شارژ میکنن که آرزو میکنی ای کاش همین شب عید هم نمی دیدیشون .دیروز یکی از این فامیلهای سببی که نمیدونم رو چه حساب با ما فامیلن بعد از نود و بوقی اومده بودن خیر سرشون عید دیدنی خونمون . خانمه که از همون بدو ورودش شمشیر رو از رو بست از لباس و دکور خونه گرفته تا نوع پذیرایی ایراد میگرفت نه اینکه صریح بگه اما از جملاتش میشد بفهمی چه منظوری داره مامان منم بیخیال و خونسرد تو دلش براش میخندید و تو روش براش لبخند میزد اما من دلم میخواست هرجور شده روی اینو کم کنم . خانم تازه وضع حمل کرده بودن و خوشحال از اینکه پسر دار شده آنچنان پز پسردار شدن اش را میداد که هر کی نمیدونست فکر میکرد مامان من نازاست یا پسر نداره :)) خانواده شوهرش هم از اینان که فکر میکنن پسر تخم دو زرده است و باعث میشه نسل ماوراءالطبیعه شان ادامه دار باشه و خدایی نکرده یه وقت عین نسل دایناسورها رو به انقراض نره !! خونه را گذاشته بودن رو سرشون صدا به صدا نمیرسید خانم هم تو این هیری ویری میخواست شازده اش را بخوابونه بخدا من خیلی بچه کوچولو ها رو دوسشان دارم اما این یکی چون از تخم و ترکه اینها بود هیچ ازش خوشم نمیومد . بیچاره بچهه که بزور میخواستن بخوابوننش با نگاهش التماس میکرد که تو رو خدا منو نجات بدین من اگه نخوام بخوابم کیو باید ببینم آخه! خلاصه خانمه یه خورده با این بچهه سرو کله زد تا انگار بیهوش شد منم از سر بدجنسی یه داد خشکل کشیدم به بهونه مسابقه سیمرغ که هورااااااا یهو خانمه چشاشو گرد کرد که واه چه خبرته بچه ام بیدار شد !! دیگه داشتم منفجر میشدم نمیدونم چی گفتم فقط یادمه که بهش گفتم "خوب خانم آدم که نمیره بچه اش را بزاره وسط استادیوم آزادی و به مردم بگه هیس اگه میخواین بخوابونیدش برین اون یکی اتاق که صدای ماهام نیاد نمیشه که هم اینجا وسط ما باشین و بگین و بخندین هم بچتون رو بخوابونین" اینقدر جدی این حرف رو زدم که خانمه دیگه خفه شد یه ربع بعدش هم پا شدن رفتن فک نکنم سال دیگه باز ببینمشون :)

2 نوشته شده در  شنبه 1384/01/06ساعت   توسط سعیده  | 

بوی عیدی

بوی توپ

بوی کاغذرنگی

بوی تند ماهی‌دودی وسط سفرهء نو ...

۱.جدی بوی این‌ها میاد؟ پس چرا به مشام من نمیرسه! شماها چیزی میشنوین ؟ ماهی دودی ؟ اون‌هم الآن تو این دوره‌زمونه فکر میکنم انگشت‌شمارن آن خانواده‌هایی که هنوز شب عید ماهی‌دودی می‌خورن به قول معروف دوره زمونه عوض‌شده حالا دیگه باید شب عید پیتزا و لازانیا خورد ماهی‌دودی سیخی چند ! گذشت آن دوره ای که مادرا تو دیگهای بزرگ سمنو میپختن و بین در و همسایه پخش‌میکردن حالا دیگه سبزه و سمنو را تو ظرفهای یکبار مصرف از بقالی سر کوچه میخرن که هرگز آن طعم و مزهء سمنوی مادرها را نداره . آجیل عید را کیلو کیلو از قنادیها میخرن که فقط نمکش دهن را میسوزونه! انگاری بهار هم ماشینی شده ! بجای اینکه بهم دیگه سر بزنیم و احوالی بپرسیم عید را با SMS بهم تبریگ میگیم برین ببینین آمار SMSهای شب عید را !! تازه اگه عید دیدنی هم در کار باشه جای فخر فروشیه و چشم و هم چشمی! بزرگتر ها از قیمت خونه و ماشین و موبایلشون و جنگهای هسته ای میگن بچه هام یا از درس و تست کنکور میگن یا مدل ماشین باباهاشون را به رخ هم میکشن . ایکاش اینطور نبود من دلم همون بهار مهربون و قشنگ قدیمی را میخاد که هیچ کدوم از این فخر فروشیها و چشم وهم چشمیها را نداشت اون بهاری که وقتی میرسید دل تو دلم نبود اون موقعی که همه با آمدن بهار زنده میشدن و انگار آدمهام پوست مینداختن و نو میشدن من اون بهار را میخام که بجای عید دیدنی‌های خسته‌کننده بجای اینکه از مد روز حرف بزنیم با بچه های فامیل فقط بگیم و بخندیم.

۲.هوا اینروزها اینقدر عالیه که آدم دلش نمیاد تو خونه بشینه و بیرون نره منکه همش دلم میخاد برم تو دل طبیعت و از اینهمه زیبایی و نعمتی که خدا بهم داده لذت ببرم. همیشه دلم میخواست یه کلبه داشتم تو دل یه جنگل پر از درختهای بلند اما درختهاش اونقدر بلند نبودن که نشه خورشید را دید ! حوالی کلبه هم یه آبشار بود و همیشه صدای آب تو گوشم میپیچید چه لذتی داره حتی تصورش هم لذت بخشه . اگه میتونستم مدام مسافرت بودم اما حیف که شدنی نیست! دلم میخواد حتی اگه یه روز به آخر عمرم مونده تو آن کلبه ای که گفتم زندگی کنم . ببینین تو رو خدا چه آروزوهای فسقلی‌ای دارم :))

۳.این ایام عید و تعطیلاتش غیر از مهمون بازیهای خسته کننده فواید زیادی داره که نباید ازش غافل شد! درسته که خونه تکونی و خاطره تکونی قبل از عید انجام میشه اما کامپیوتر تکونی (رایانه تکونی اگه بخواهیم فارسی را پاس کنیم) مخصوص تعطیلات عیده ازش غافل نشین که از کیستون رفته از ما گفتن بود . تا میتونین ویروس یابی کنید اگه لازم دونستین حتما یه ویندوز جدید هم نصب کنید . خلاصه یه سرو سامونی هم به این بینوا بدین . منکه میدونم با اینهمه حس رایانه دوستی که دارم و اینهمه بال بالی که میزنم آخرش یه جایزه ای مدالی نشونی چیزی از طرف اتحادیه رایانه دوستان بهم میدن :))

۴.این گوگل هم خیلی پسر خوبیه هی چپ و راست به همه حال میده آن از سفره هفت سینش که برای ایرانیها چید اینهم از شکل جدیدش به مناسبت روز جهانی آب جداً که چه کار بشر دوستانه ای دستش درد نکنه. چطوره ماهام یخورده یاد بگیریم هان ؟ خودمو میگم البته .

۵.برنامه صندلی داغ از شبکه دو پخش میشه یه چند قسمتش را دیده بودم تا اینکه پریشب مهمان برنامه مجری قبلیش داریوش کاردان بود خیلی آدم جالبیه نمیدونم شماهام این قسمتش را دیدن یا نه کلی خندیدم با خانواده وقتی که با لهجه کرمانی صحبت میکرد . حرفهای جالبی میزد وقتیکه ازش پرسیدن دوست داری چه کسایی مهمون برنامه صندلی داغ باشن گفت " آقای خاتمی و هاشمی رفسنجانی" . لینک سایت اش هم همین بغل تو قسمت لینکدونی هست اگه خواستین ببینین البته نمیدونم چرا تو سایت این برنامه قسمت دستخط یادگاری کار نمیکنه خیلی دلم میخواست ببینم داریوش کاردان چی براشون نوشته ! برنامه جالبیه بیشتر شبیه یه گپ خودمونیه تا مصاحبه های کلاسیک خسته کننده .

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1384/01/03ساعت   توسط سعیده  | 
عیدونه

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اينک بهار

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز
خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمی‌ پوشی بکام
باده رنگين نمی ‌بينی به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که می ‌بايد تهی است
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

                                                                            «فریدون مشیری»

عیدتان مبارک

امسال عید جای خیلیها سر سفره هفت سین خالی بود خدا رحتمشان کنه .

سال ۸۴ سال خروسه نه ببخشید سال مرغ و خروسه ! و اما خروس چه مناسبتی داره با سال 84 و اینکه امسال چه بر ما میگذره  اگه این پیش بینی درست از آب دربیاد خدا به داد ملت برسه ! همینجوری چقدر زورمدارها دارن جولان میدن چه برسه به اینکه سال خروس جنگیم بشه ! بقول یرقان سال 84 نه سال مرغه نه خروس سال تخمه ! بهر حال سال هرچی که هست مبارکه :)

اینهم عکس هفت سین امسال و ماهی خشکله که گفته بودم

2 نوشته شده در  دوشنبه 1384/01/01ساعت   توسط سعیده  | 

Copyright © 2004 saeede.blogfa.com All Rights Reserved .
IRUNIX.comبا تشکر از